محمد ابراهيم آيتى

31

تاريخ پيامبر اسلام ( فارسي )

وى : لؤىّ و تيم الأدرم [ 1 ] و فرزندان تيم بن غالب ، « بنو أدرم بن غالب » معروف شده‌اند .

--> - گردنش « عنقاء » ناميده شد ، و أوس و خزرج برادران أبوينى بودند و مادرشان « قيله » ( به فتح قاف و سكون ياء ) دختر « جفنة بن عتبه » و به قولى دختر « كاهل بن عذره » بود و عام خنان يعنى سالى كه بيشتر مردم به بيمارى خنان گرفتار شدند ، هر يك از اينها را مبدأ تاريخ قرار داده بودند . و هر قبيله‌اى از قبايل عرب يكى از روزهاى رزمى مشهور خويش را مبدأ تاريخ قرار مىدادند ، چنان كه « بكر بن وائل » و « تغلب بن وائل » عام التحالق را ( عام تحلاق اللّمم كه بنى بكر سرهاى خود را تراشيدند تا بدان نشاندار باشند ) كه جنگ « بسوس » معروف در آن روى داد مبدأ تاريخ قرار دادند ، و « فزارة بن بغيض » و « عبس بن بغيض » ، « يوم جبله » را كه قبيلهء عبس بر فزاره پيروز آمد و « حذيفه » و « حمل » پسران بدر كشته شدند ، و بنى عامر بن صعصعه « يوم شعب جبله » را كه چهل و چند سال پيش از اسلام ميان بنى عامر و بنى تميم روى داد ، و قبيلهء « اياد » بيرون رفتن خود را از « تهامه » و جنگ‌هاى خود را با پارسيان كه به « وقعهء دير الجماجم » معروف شد و در زمان پادشاهى شاپور ذو الأكتاف واقع گشت . سپس « بيرون رفتن خود » را از عراق به جزيره در موقعى كه شاپور بر ايشان حمله برد و بعد « سال انتقال خود » را از ديارشان به سرزمين روم ، ( آخر دسته‌اى كه از ايشان در خلافت عمر بن خطاب از سرزمين جزيره و موصل به روم شتافتند و كيش نصرانى داشتند ، و از جزيه دادن سرباز زدند در حدود چهل هزار نفر بودند ) مبدأ تاريخ قرار دادند . قبيلهء تميم « عام الكلاب » ( به ضم اول : نام جائى است ) يعنى سالى كه در آن جنگى ميان ربيعه و تميم روى داد مبدأ تاريخ شناختند . و أسد و خزيمه « عام مأقط » را كه حجر بن حارث بن عمرو : آكل المرار كندى پدر امرؤ القيس را كشتند ، و أوس و خزرج پسران حارثه « عام آطام » را كه بر سر آطام يعنى برج‌ها جنگيدند ، همان برج‌هائى كه أوس و خزرج در آنها پناه مىگرفتند - [ 1 ] - و يعلب و وهب و كثير و حراق كه از ايشان نسلى باقى نماند ( ترجمهء يعقوبى ، ص 298 ) و قيس بن غالب ( ابن هشام ، ج 1 ، 99 ، ط مصطفى حلبى 1355 . م . )